![]() |
![]() |
|
| (( شعر و شب و رویا )) |
|
دوباره يه گوشه مي شينمو واسه دلم مي خونم
![]() هنوز تو حسرت يك همزبونم ولي نمي شه و اينو مي دونم دوباره نمي خواهم چشم هاي خيسمو كسي ببينه يه عمره حال و روز من همينه كسي به پاي گريه هام نمي شينه بازم دوباره دلم گرفته دوباره شعرام بوي غم گرفته كسي نفهميد غمم چي بوده دليل يك عمر ماتمم چي بوده |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 21:11 توسط علی (مرد شب ) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست .
(( گر گلم نیستی خارم چرایی ؟ )) |
|
RSS
|