![]() |
![]() |
|
| (( شعر و شب و رویا )) |
برسنگ قبرم بنویسید خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود بر سنگ قبر من بنويسيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود بر سر سنگ قبر من بنویسید همیشه عاشق گل نرگس بود بر سنگ قبرم من بنویسید عاشق نبود بر سنگ قبرمن بنویسید کسی دوستش نداشت بر سنگ قبرم تو چه خواهی نوشت ؟ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 21:21 توسط علی (مرد شب ) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست .
(( گر گلم نیستی خارم چرایی ؟ )) |
|
RSS
|