![]() |
![]() |
|
| (( شعر و شب و رویا )) |
میخواهم قصری بسازم
من باشم و تو باشی و یک شب مهتابی باشه
پنجره هاش آبی باشه |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام تیر 1385ساعت 14:10 توسط علی (مرد شب ) |
|
عادت پایه گذار عشق است |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام تیر 1385ساعت 13:57 توسط علی (مرد شب ) |
|
زادروز همگی شما عزیزان هم
مــــــــــبارک بـــــــــــا د . |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام تیر 1385ساعت 12:21 توسط علی (مرد شب ) |
|
خانه ای خواهم ساخت ازدوبید تنها و به روی بامش شاخه ای از گل یاس آبی وردیفی از نسترن سبز می آویزم و درون حوضش که به تنهائی این قلب منست خانه تنهایی خود را با کلامی چندین می سازم همه شب تا به سحر از سحر تابه سر آغازه شب، سر به زانو دارم، سر به زانوی غمم |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 11:43 توسط علی (مرد شب ) |
|
وقتی لحظه مرگم فرا خواهد رسید وقتی که دگر دست از دنیا خواهم کشید وقتی که دگر روی ماهت را نخواهم دید وقتی که دگر دیده از جهان خواهم بست تو مرا غسل و کفن کن تو مرا آرام در خاک کن تو برایم بی صدا اشک ریز هنگام آمدن بر روی مزارم بیاور برایم شاخه گل عشق را هنگام رفتن ببوس بالین خاک را. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 11:36 توسط علی (مرد شب ) |
|
من و تو با همیم اما دلامون خیلی دورن |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و سوم تیر 1385ساعت 11:20 توسط علی (مرد شب ) |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 21:3 توسط علی (مرد شب ) |
|
|
لحظه ها رو با تو بودن.در نگاه تو شكفتن |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 19:7 توسط علی (مرد شب ) |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم تیر 1385ساعت 7:0 توسط علی (مرد شب ) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست .
(( گر گلم نیستی خارم چرایی ؟ )) |
|
RSS
|