![]() |
![]() |
|
| @@ در صورت تما یل بنام ( مـــــر د شـــــب ) لینک کن @@ |
|
تنهايي را دوست دارم، زيرا بيوفا نيست
تنهايي را دوست دارم،
زيرا عشق دروغين در آن نيست
در كلبهي تنهاييهايم در انتظار خواهم گريست
و انتظار كشيدنم را پنهان خواهم كرد
شايد در سكوتي يا شايد در شبي سرد و باراني... بگذار كسي نداند كه هنوز دوستش دارم...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ( علی) (مرد شب) |
|
با ز شب شد چقدر تنها یم گفته بودی كه شبی می آ یم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ( علی) (مرد شب) |
|
|
شبگردی میکنم.
اما صدای نفس هایت را
از پشت هیچ پنچره و
دیواری نمی شنوم
آسوده بخواب مهر بانم ،
شهر در امن و امان است
تنها خانه ی من است که
در آتش می سوزد .... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ( علی) (مرد شب) |
|
|
من همون شبگرد خسته که جاده همسفرم بود فکر داشتن ستاره همیشه توی سرم بود منو تاریکی شبها لحظه هارو می شمردیم واسه ی داشتن عشقی روزی صد دفعه می مردیم یه شب نوری زدو مهتاب منو با تو آشنا کرد قصه ی عشقو و فار و تو خیال خام ما کرد تو شدی همون ستاره که یه عمر رویای من بود زندگی به من می خندید دیگه دنیا مال من بود اما یک شب باد وحشی دفتر عشقو و رق زد سایه ی سیاهی او مد روی اسم تو قدم زد منو عشق شدیم یه دشمن زندگی مثل سراب شد آشیونه ای که ساختیم توی دست باد خراب شد
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ( علی) (مرد شب) |
|
|
تو بارون که رفتی ، شبم زیر و رو شد یه بغض شکسته رفیق گلوم شد تو بارون که رفتی ، دل باغچه پژمرد تمام وجودم توی آینه خط خورد یه شب زیر بارون ، که چشمم به راهه می بینم که کوچه پر نور ماهه تو ماه منی که تو بارون رسیدی امید منی تو شب نا امیدی....
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ( علی) (مرد شب) |
|
|
آشيان گم كرده ، چون بي آ شیا نان مي روم بينوا ، بشكسته دل ، زار و پريشان مي روم من نثار دوست جان كردم، شدم رسواي شهر اي مسلمانان از اين سودا پشيمان مي روم درد عشق و رنج تنهائي و اندوه فراق ميكشيدم هر زمان افتان و خيزان مي روم دانم اين راهی كه مي پويم ندارد انتها وز پي فرجام تلخ خود شتابان مي روم من و فا ها داشتم ، اما نديدم جز جفا همچو مرد شب خسته و بي جان و جانان مي روم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ( علی) (مرد شب) |
|
|
اگر فکر مي کني که رفتنت .باعث شکستنم مي شود اگر فکر مي کني که از پس رفتنت اشک مي ريزم اگر فکر مي کني که با نبودنت . لحظه هايم خالي مي شوند
براي بوسه هايت تنگ مي شود
بسيار درست فکر کرده اي. خب تو که مي داني نبودنت را تاب نمي آورم.... پس بمان ....... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ( علی) (مرد شب) |
|
|
پس از مرگم بیا ای نازنینم
بیا با جمع خوبان بر مزارم روی قبر من یک تکه یخ بگذارید تا وقتی آب می شود . احساس کنم که معبودم دارد برایم گریه می کند بنویس ای سنگ تراش عاقبت شدم فداش بنویس تابدونه عمرو دادم براش.. |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ( علی) (مرد شب) |
|
|
گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه سر از کار چشمات کسی در نیاورد که هر کی تو رو خواست یه روزی بد آورد برای دل من واسه جسم خستم منی که غرور رو تو چشمات شکستم واسه من که برعکس کار زمونه یکی نیست که قدر دلم رو بدونه گناهی ندارم ولی قسمت اینه که چشمای کورم به راهت بشینه هنوزم زمستون به یادت بهاره تو قلبم کسی جز تو جایی نداره
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ( علی) (مرد شب) |
|
آسمون ابرا تو و ر د ار و بر و
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ( علی) (مرد شب) |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ( علی) (مرد شب) |
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ( علی) (مرد شب) |
|
|
گفتم دلم گفتى بسوز گفتم يه عمرى باز هنوز گفتم اخه داغون مى شم گفتى به من خوش مِى گذره |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط ( علی) (مرد شب) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اگر سهم من از اين همه ستاره فقط سوسوي غريبي است، غمي نيست. همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست .
(( گر گلم نیستی خارم چرایی ؟ )) |
|
RSS
|